شب

وبلاگ نویس هم نشدم بعد کلی نوشتن. کاش قبل مردن، آدم شوم

شب

وبلاگ نویس هم نشدم بعد کلی نوشتن. کاش قبل مردن، آدم شوم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

سفر

شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ
دو نفر از اقوام راهی سفر حجند. تلفن خداحافظی که زدند، ناخوداگاه «التماس دعا» به نوک زبانم آمد. در لحظه، دهها جمله و متن و مفاهیم اعتقادی به ذهنم ریخت که شاید خیلی اعتقادی هم بهشان نداشته باشم، ولی نهایتا گفتم. امیدوارم سفر بی‌خطری باشد برای همه حاجیان... 

 دعای آخر
کاش بیش ازین، در وهم کلماتی که می‌خوانم و می‌نویسم غرق نشوم... 
دستم بگیر
  • شبگرد

دریغ از یکی

پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۴۱ ق.ظ
خوش به حال اونایی که می‌دونن در زندگی چی می‌خوان، می‌دونن عاشق چی هستن، و می‌دونن راهشون کدومه...
  • شبگرد

مقایسه

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۵۴ ب.ظ
دوستی می‌گفت: « یک وقتی از روی کنجکاوی به تیمارستان رفته بودم. رییس انجا تاکید کرده بود شخصا با هیچ بیماری صحبت نکنم..  یکی از بیماران سلام کرد و منِ فراموشکار هم جواب دادم. باز به زبان نامفهومی جمله‌ای گفت که متوجه نشدم، باز جمله‌ای دیگر و باز... که بیمار ناگهان با عصبانیت حمله کرد. بعدا که جویای علت شدم، فرد بیمار به ادعای خودش به هفت زبان زنده دنیا به من سلام کرده و چون جوابی نشنیده، قاطی کرده... »

وقتی کسی به موبایلم تماس می‌گیرد، اگر نتوانسته باشم جواب بدهم بعدا کلی عذرخواهی می‌کنم به جهت تاخیر. در مقابل و بطور ناخوداگاه، اگر کسی به تماسم جواب ندهد، منتظرم اشاره کند یا مثلا عذری بخواهد.. حال انکه ماجرا کلا غلط است. هیچکس موظف نیست دایما در دسترس باشد. بلکه مدل رفتار خودم توقعم را شکل داده. رفتارهای مشابه و احیانا غلط بسیاری هستند که توقعات بی‌جایی را در ذهنمان شکل می‌دهند. مرز رفتار و توقع، باریک است و شباهت بسیاری به همان بیمار تیمارستانی دارد. اما چقدر حواسمان هست؟ خیلی کم...

پ.ن
مخاطب اصلی این پست خودمم. امیدوارم دایم جلو چشمم باشد

پ.ن۲
این روزها یا خوابم یا مشقِ ساز می‌کنم. عجیب جذاب است و افسوس می‌خورم چرا سال‌ها پیش شروع نکردم. ساز اگر دمساز شود، تنهایی را باکی نیست :-)
  • شبگرد